با سلام به دوستان و رفقای گرامی
پس از انتشار ویدیوی پیشین کمیته دربارۀ انتخابات اخیر هفتتپه، در کمترین زمان بعد از انتشار، یک سری ملاحظات و توضیحات تکمیلی به ما جهت اصلاح ویدیو منتقل شد. در واقع هسته اصلی و مناقشهانگیز بحث ما قسمتی بود که درباره ماهیت انتخابات اخیر در هفت تپه صحبت میشد. این انتخابات، به خصوص در شرایط سکوت سندیکا و بیانیههای ضد و نقیض روابط عمومی کارخانه و سنگپرانی های جناح رقیب سندیکا (رخشان)، پیچیدگیها و ابهامات زیادی پیدا کرده بود و متأسفانه در گزارش پیشین به اشتباه بر مبنای قرائن و شواهد شفاهی و مکتوبی که ضمیمۀ ویدیو شدهاست، انتخابات اخیر را منتسب به شورای اسلامی کار دانستیم و از این منظر به شرکت دو تن از اعضای سندیکا در آن نقد داشتیم. اما بر مبنای یک سری توضیحات تکمیلی متقاعد شدیم که با اینکه کارفرما از این انتخابات حمایت کرده اما شورای اسلامی کار پشت این انتخابات نبوده است. حالا سوالی که برخی مطرح کردهاند آنست که اگر این انتخابات مربوط به شورای اسلامی کار نبوده، پس چطوری و به چه دلیلی مدیران بدنام هفت تپه این انتخابات را نه فقط به رسمیت شناختند که رسماً از کانال روابط عمومی هفتتپه تبلیغ و رسمیت پیدا کرد؟ تحلیل ما با توجه به شواهد بیشتر آنست که اولاً به خاطر شدت اعتصابات کارگری و ثانیاً به خاطر بدنامی و منفور بودن «شورای اسلامی کار» و ثالثاً به خاطر اینکه توازن قوا به نفع کارگران و اعتراضاتشان در هفت تپه بود، کارفرما به اجبار تن به دادن این امتیاز شد و عملا شورای اسلامی را دور زد و به دلیل تملک خصوصی این شرکت اجازه داده شد کارگران انتخابات آزادی برگزار و نمایندگانشان را انتخاب کنند؛ نماینده هایی که احتمالا در غیر این صورت در چهارچوب انتخابات رسمی شورای اسلامی صلاحیتشان اصلا تایید نمیشد. از این جهت انتخابات اخیر، به زعم ما عقبروی کارفرما در نتیجۀ پیشروی اعتراضات کارگری محسوب میشود که این دستاورد مهم و قابل دفاعی است (البته سوای کاستیها و برخی ابهاماتی که در این انتخابات مطرح شده: مانند کاندیدا شدن و رای آوردن مدیر یک بخش و راه یافتنش بعنوان نمایندۀ کارگری در مجمع).
سوال بعدی که مطرح میکنند آنست که موضع ما نسبت به این انتخابات باید چه باشد؟ چون با اینکه این تجربۀ نادر تقریباً برای اولین بار در جنبش کارگری دهههای اخیر اتفاق میافتد اما میتوان شرایطی را تصور کرد که کارفرماهای شرکتهای دیگر هم تحت فشار از پائین تن به این امتیازات بدهند. آیا باید چون اسدبیکی و باند مافیایی مدیران هفت تپه به این انتخابات رسمیت دادهاند بایکوتش کرد؟ یا باید از این ظرفیت بنا به شرایط مشخص و سطح دخالتی که کارگران در آن دارند شروع کنیم؟ پاسخ ما اینست که اصولاً این را میتوان پذیرفت که در انتخاباتی که کارفرما زیر فشار مجبور به برگزاریاش میشود شرکت کرد، اما این شرکت باید مشروط باشد و به قصد نشان دادن موانع و محدودیتهایی که به قطع یقین میتوان انتظار داشت کارفرما جلوی پای نمایندهها خواهد گذاشت و دست آنان را خواهد بست. اینجاست که نماینده ها میتوانند علاوه بر استفاده از این ظرفیت رسمی، از آن برای افشای سنگ اندازیهای کارفرما استفاده کنند.
بنابراین ضمن اصلاح و عذرخواهی بابت بخشهایی از مطلب قبلی که در آن پای شورای اسلامی کار وسط کشیده شده بود، اما این نقد را نیز وارد میدانیم که بگوییم در واقع نبود هرگونه توضیح شفافی در مورد ماهیت و مکانیزم این انتخابات در کنار بیانیه های متناقض کارفرما در مورد «شورای اسلامی کار» و طرح قضیۀ استعلام و تأئید صلاحیتها بوده که به این شبهات دامن زده بود. به همین خاطر ما بعنوان عضو بسیار ناچیزی از همین جنبش کارگری از نمایندهها و فعالین کارگری این کارخانه و کلا عزیزانی که دست اندر کار این انتخابات بودند درخواست میکنیم که نه فقط برای بخشی از کارگران هفت تپه که ابهامات و ایراداتی به این انتخابات گرفتهاند (از جمله حضور یکی از مدیران در مجمع نمایندگان)، بلکه اصلاً فراتر از آن بخاطر انتقال درسهای این تجربه به سایر بخشهای جنبش کارگری، توضیحات لازم و شفاف را دربارۀ جوانب مثبت و منفی این انتخابات و پروسه ای که طی کرد ارائه بدهند تا هم ما و هم بخشهای دیگر جنبش کارگری هم بتوانند از این تجربه استفاده کنند. به هر حال ضمن اصلاح قسمت مربوط به انتخابات شورای اسلامی کار در ویدیو، مجدداً از تمام دوستانی که با حسن نیت پیگیر قضیه بودند و توضیحات تکمیلی را برای اِعمال برخی اصلاحات در اختیار ما قرار دادند سپاسگزاری میکنیم.
کمیته عمل سازمانده کارگری – ۲۱ مرداد ۱۳۹۷